محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
128
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
ظرفهاى حلوا را ميگرفت و اطراف رختخواب ميگذاشت موقعى كه از خواب برميخواست فقط از يك ظرف آنكه باقى بود استفاده ميكرد . سليمان دو سال و چند ماه حكومت نمود ، و اگر بيش از اين زنده ميماند ؛ مانند اجدادش انجام ميداد . ولى خالد بن عبد اللّه قسرى را ، كه نمونه دوم حجاج در ظلم و جنايت بود از فرماندارى عزل نساخت » . صاحب « العقد الفريد » در ج 4 ص 191 طبع 1953 مينويسد : « خالد در عصر سليمان فرماندار مكه بود روز جمعه بالاى منبر رفت ، و نام حجاج را بميان آورده و او را مدح نمود » . سليمان « موسى بن نصير » فاتح بزرگ عرب را كشت ، موسى شهرهاى مغرب را فتح كرد . اندلس ، اسپانيا ، و پرتقال كنونى بدست موسى فتح گرديد . سليمان او را به جهت اينكه درآمد جنگى را نگاهدارى نكرده تا سليمان شاه گردد ، و زودتر بدست وليد داده است كشت و قتيبة بن مسلم را كه فتحهاى او از شهرهاى فارس تا چين امتداد داشت ، كشت و سبب قتل او اين بود ، كه با وليد در عزل نمودن سليمان از ولايت عهد موافقت كرده بود . خلاصه سليمان نسبت بحكومتهاى قبل تغيير روش نداد ، فقط زمانه او را مهلت نداد ، تا بيش از آنچه انجام داده بود انجام دهد . بهترين دليلش اين است كه نام معاويه در مجلس او برده شد و او رحمت بر معاويه و ساير گذشتگانش فرستاد ، و گفت : به خدا سوگند مانند معاويه ديده نشده ! . . . سليمان رحمت فرستاد بر معاويه براى اينكه كسى بهتر از او در مكر و خدعه و خيانت نديده بود . كسى از او جرئتدارتر براى ظلم و جنايت و شكنجه بدست نياورده بود اين روح حقيقى بنى اميه است ، كه اين روح را خدعه و بهتان و ظلم و بيدادگرى بتعجب درميآورد ! ! عمر بن عبد العزيز مسعودى نوشته است كه : سليمان روز جمعه 20 صفر 99 از دنيا رفت و در همانروز عمر بن عبد العزيز بجاى او بر مسند حكومت تكيه زد . عمر بن عبد العزيز در 25 رجب سال 101 در دير سمعان از توابع حمص در روز جمعه از دنيا رفت و دفن گرديد . و خلافت او دو سال و 5 ماه و 5 روز بود . عمر بن عبد العزيز 39 سال عمر كرد ، و قبر او در دير سمعان مشهور